نامه شماره یازده داستان آشنایی قسمت آخر

بماند که خدمت سربازی با چه مشقت هایی گذشت

دلتنگی های گاه و بی گاه همسر و راه دور و سرمای وحشتناک و انار و انجیر و روستایی به نام میسن که برعکس میکردی میشد اسم همسر و مرخصی های طولانی که به طرق مختلف اخذ میکردم و زنگ زدن ها به پاسگاه و خیلی چیز های دیگر که خیلی دیر در حین خدمت و خیلی زود گذشت.

اول خرداد ماه سال نود و سه بنده خدمت رو تموم کردم

چند روزی هم به بخور و بخواب های بعد از خدمت گذشت و جستجوی کار شروع شد. در همین حین هم جریان ازدواج رو مطرح کرده بودم توی خونه و هر کسی یک چیزی میگفت.

مثلا ننه میگفت کار نداری روز بعد میگفت نمیشناسیمشون دو روز بعد میگفت کس دیگه ای رو مد نظر دارم و قس علی هذا

بلاخره با اصرار های بنده که حالا شما برو خواستگاری اگه نپسندیدی بیا ننه رو راضی کردیم که زنگ بزنه و قرار جلسه آشنایی رو بذاره

جلسه آشنایی گذشت و پدر همسر گفته بود نه نمیدم ما که اونا رو نمیشناسیم و ...

خلاصه که یکی از دراماتیک ترین خواستگاری ها بود که بیا و ببین

القصه چون اونی که باید میخواست خواسته بود. ابر و باد و ... دست به دست دادند تا ما عقد کنیم (دیگر بماند مشقت هایی که برای عقد کشیدیم) همه این ماجراها تقریبا یکسال طول کشید و ما در دهم خرداد سال 94 شدیم همراه ابدی همدیگر

بعد از عقد هم خیلی اتفاقات تلخ و شیرین افتاد. ولی باعث نشد که ما از هم دلسرد بشیم و اتفاقا به لطف خدا روز به روز هم عاشق تر شدیم تا اینجا

دوستان توجه داشته باشید که سرانجام خوب این ماجرا دلیل بر درست بودن مسیر آشنایی ما نیست و من به شخصه اصلا پیشنهاد نمیکنم اینجور آشنایی ها رو چون شما از طرف مقابلت اصلا آشنایی نداری

و اگر به این طریق آشنا شدین خصوصا دختر خانوم های عزیز حتما به خانواده خودتون اطلاع بدین و از طرف مقابلتون هم بخواید که به خانواده اش اطلاع بده تا خدایی نکرده اسیر اتفاقات دور از ذهن نشید.

یا حق

نظرات  

# . 1395-11-12 00:03
خیلی سایت مهم و پربیننده ای ندارین که کسی بیاد جار بزنه که از شما یاد گرفتم! در ضمن حتی اگر جار هم بزنه چی از شما کم میشه؟یا شما چه مسئولیتی در قبالش دارید؟
نسیم خانم بدون هیچ شناختی شب تا صب باهات چت کرده حقم داری روشتونو خوب ندونی:)
-----------------
فعلا که نتیجه اش خوب بوده
و منم نمیگم کسی جار یزنه
منظور این هست که یک نفر هم نیاد با این طرز از آشنایی بره جلو چون خود منم تایید نمیکنم این روش رو و حتی برگردم عقب اینجوری جلو نمیرم هرچند که در مورد ما خوب بوده و زندگی خوبی داریم
# . 1395-08-16 04:49
میگم چرا انقدر اصرار دارید که مث ما آشنا نشید و این مختص ماست؟
حالا کی خواست مث شما بشه؟
درضمن این دوره زمونه کلی راه برای اشنایی وجود داره که هیچکس ذهنش به روش شما نمیرسه.
و اینکه زیادی موضوعو گندش کردین. ***
نمیدونم اما دید من یکی که خیلی خراب شد.
-------------
واسه اینکه فردا کسی بلایی سرت آورد نیای اینجا جار بزنی که من از شما یاد گرفتم

دیدت رو ببر تعمیرگاه درست میکنن

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه سازی